خرید بک لینک
۱.پایان صبر ما صبر میکنیم،صبری انقلابی!اگر نبود وصیت مولایمان به صبر ، این قرون مجالی برای صبر نبود! اما امروز زخمی بر وجودمان آمده است که صبر را به سر آورد و دیگر جوازی برای آن باقی نگذاشت که میثاق م

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 14:20

هر دانه را دو فرشته تا زمین همراهی میکردند و فرشی به وسعت یک شهر،سپیدِسپید زیر پای ادمها پهن شد.اما آدمها که عادتشان لگد کردن است،صبح، بعد از اینکه با یک خمیازه ی ممتد از خواب برخاستند،چکمه هایشان را

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 14:20

آیا شنیده ای که میگویند بال زدن پروانه ای در جایی میتواند باعث گردباد در جای دیگر شود؟بله ، همان اثر پروانه ای!خنده داراست؟ نه ، بیا بنشین تا برایت اثبات کنم.اما این اثبات کاغذ و قلم نمیخواهد ، دل میخ

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 14:20

حرارت آفتاب اندک اندک بالا میکشید و خودی نشان میداد،ما هم خسته ی راه،در میانه ی بیابان کم کم تابلو خودش را نشان میداد و مسیر را نمایانمیکرد،دیگر چیزی نمانده تا رسیدن.پیاده که شدم تیغ آفتاب به صورتم

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 14:20

روی قبر نامم را ننویسید،آینه ای بگذارید تا هر کس بر سر مزارم آمد خودش را خوب ببیند.قبرم حتما بلند باشد تا نزدیکی اینه خوب حس بشود.اما داشته هایم را اینطور تقسیم کنید:چشمها؛از خیر چشمانم بگذرید.چشمانم

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 14:20

بیا بگیر عزیزمیک مشت کلمه برایت لای کاغذ پیچیدم ،اینها را خوب بخوان،دست آخر میخواهم بگویم دوستت دارم.ادم باش و با من راه بیا.نبینم سرپیچی کنی که خودم حسابت را میرسم.من هم که تازه سری در سرها شده ام ،

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 14:20

هر روز که بیدار میشوی با خود میگویی:امروز همان روز موعود است.با اعتماد بنفس در ذهنت مراحل را پشت سر هم و یکی یکی مرور میکنی و خوشحالی که قرار است سخت ترین کار ممکن را خیلی راحت انجام دهی.لباس میپوشی،

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 14:20

زخم زدن عادت دهقان ها
و ایستادن سرنوشت درخت!
هر ضربه را دهقان محکم تر میزند
آغوش درخت برایش باز تر میشود

دهقان نمیداند
ایستادن اجبار درخت است
و هیچ درختی دوست ندارد
سالهای سال
فقط بایستد

اما دهقان
ایستادن را
نخوت میفهمد
نه اجبار
و هر روز میخواهد
نخوت درخت را
با تبر به زیر کشد
فارغ از اینکه
درخت در تب ضربه های تیر
برای تکه تکه
آغوش دهقان را میخواهد

دهقان،قصه ی تو
و درخت،زندگی من...

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 14:20

زندگی چیست جز لبخند تو که قاب زیبای صورتت آن را خلق میکند؟زندگی نفس های من نیست،نگاههای توست که اگر نباشد من هم نیستم.زندگی آغوش گرم توست حتی اگر آن کودک خرد مردی مثلا بزرگ شده باشد.آرامش دنبال شانه ه

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 14:20

دیوار های بلند و قطور با سیم های خاردار،خیابانی طولانی و چندین سیطره،تا رسیدن به روضه منوره ربع ساعت، راه هست البته با گام جوانی کمتر!هر چه نزدیکتر میشوی گنبد نمایان تر میشود.دیوار بلندی کشیده اند،نمی

برچسب: نویسنده: آرمان مقدم تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 14:20

صفحه بندی